بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟

خرید بک لینک
یک: داروی مرگ دست پر از شفاعت تو بود ... یک لحظه گمراه شده بودم ...کنار خانه ات به نیاز نشسته ... دو: مردم خلاص! گفتی :چراآمده ای نوبتت نبود ... گفتم:لعنت به کار عجله!... بازگشتم...وکارت نوبتم سوخت... سه: مرگ توی جاده ها عادی ست ... توی بازار کار عادی ست ... توی تنگ ماهی ها عادی ست ... سر کشتار گا بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...

ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 218 تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 6:33

یک: رفتم و سیاه پوش کوچه ها برای تو بود ... بعد از تو ...چه بهتر که در میان بیابان ها ...می گشتم ... در ربذه ... وجنون را میان شن های صحرا تقسیم می کردم ... رفتم ... نه این که بعد تو کسی نمانده باشد ... بعد از تو علی (ع)دیگر تکراری نداشت ... چشم هایم را بسته بودم ...که چنین غمی را نبینم... ...علی( بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...

ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 220 تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 6:33

یک: درون من ...همه خالی ست از هوای عشق تو ... جان کبوتری ام اما...دراوج آسمان تو ...بال می زند... دو: کنار یوسف نشسته ام که هوای عشق بگیرم ... من بیمارم و شفای دو چشمم ...بوی یوسف است ... سه: زلیخا پیشانی به خاک زد و مسلمان شد ... چراکه معجزه ی یوسفش ...خراب کردن دنیایش بود !!! چهار: لیلا بمیر و بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...

ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 297 تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 6:33

یک: سراب توی چشم های تو غلت می خورد ... من تشنه بودم و حریص یک جرعه ازآن ... دو: کی می داند به خاطر تو ...چراشعر می گویم ... تو که جدی ترین فرد و دانایی ...به این حرف ها زیاد می خندی !!! سه: توی دلم مادری می غلتید و بالا می آوردم ... بوی هرچه نامرد بود که به حس مادری می خندید !!! جهار: من به داست بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...

ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 245 تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 6:33

یک: زمستان می لرزید زیر کولر ! تابستان به یادش می آورد کودکان خیابانی را... دو: خندیدم و دو دندانت افتاده بود و با لثه... می جویدی هنوز...کاغذهای نامه هایم را... سه: چند بفروشیم کتاب شعر هایمان را که بصرفد؟!!! عشق مان هیچ صرفه نداشت ...با این گرانی دارو ... هردو سرطان گرفته ایم!!! چهار: تشک کشتی ک بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...

ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 263 تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 8:34

یک: تلفظ صحیح نام من برای تو سوژه شد ... آمدی که بگویی سیده ...گفتی ...سپیده خانم !به به! دو: درآمدی چوماه از پشت کوه های البرز ... ابر سپید باران زای مشتی!!! سه: خدای را به وکالت گرفته ام که عشق تو ... یک شب نه...تا آخر عمرم به قلب ماند ..."امیر"... چهار: برده ای نام مرا در خلوت خود با خدا ... بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...

ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 232 تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 8:34

یک: به نگاهی فروختم ...جامه ی احساس !... اکنون تمام شهر ببیند احساس مرا...کجاست حیای من؟!!! دو: رفتم میان سلسله ی موی تو گردش... دستم کباب شد!تا نخورم دیگر از آن حس طلایی! سه: چقدر تنها بودم و ضعیف... مثل کودکی که مادرش را دربازار شلوغی گم کرده ... وهیچ اعتباری نیست ...به کسی که پیدایش کند و برگرد بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...

ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 206 تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 8:34

بی قرار ...میان تولد های مکررتو ...هدیه ای نداشتم ! ومی دانستم ...سیاه بخت تا آخر عمر از جمع تو خواهم رفت ... این بود که ...دست به "لاله اتان " را گرفتم و بردم ... وتا آینده برای خودم ...تولد گرفتم ... ........................................................................... کش آمد زمان و دریغ بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...

ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 312 تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 8:34

یک: سقوط مرگبار اشک های من ... فاتحه ی غرور مرا خواند ... "این جورجاهامعلوم می شود ...سواد و فهم چقدر فاصله دارند !!!" دو: چند بدبختی پشت هم سر آدم که بیاید ... آدم می فهمد یا قبلا با خدا قهر بوده!!!... یا دوباره باید با خدا آشتی کند.... سه: زیر کت و شلوار درخت هیچ احساسی نبود !!! فقط مغز گیاهی .. بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...

ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 235 تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 8:34

یک: پیروز روی درختان جای برف....شکوفه... باردارشد درخت و میوه ی عشق. شیرین است..."هلو"!!! دو: .کلاس درس عشق لیلی و مجنون خراب شد. ... رفتند سوی دشت و بیابان ... بی کلاسی های عاشقی...چون مجنون ها... سه: ونک هنوز...گران نیست و می توان رفت وخرید... توت و شاتوت و ...برگشت باعشق قدیم!!! چهار: سرم کلاه ر بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...

ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 260 تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 20:06

صفحه بندی